بازگشت همه به سوی اوست

وبلاگی برای هر جوان.... در هر زمان، در هر مکان

جق اصلا به سن و سال نیس آقا موحسن گًل. از نظر اسلامی و علمی و لوقوی ثابت شده و حلّه. ببین شما وقتی به جق از نظر ادبیّات شیرین فارسی که نیگا میکنی (همون بحث لوقوی) میبینی میگن "جق زدن،" ولی میگن "صیغه کردن." زدن خوب درد داره و اصلا درست نیست، مثل اینکه میگن بچه رو زد، ولی با صیغه، کلمه کردن میاد که همون برنامه رفتنه و توصیه شده.
پس نگو نه، این که از این. شما وقتی میبینی فشار شدیده و داره میزنه به اعساب، خوب میری به یه ضعیفه میگی که موشگلت چیه، وظیفه اون هست که موشگلو حل کنه، ولی از نظر شرعی. میرین پهلو آقای محل، اونم به کارش وارده، بعدش خوب برنامه که میری جق یادت میره. اگه هم نرفت، خوب جق نزن، این که موشگل نیست.
دوا رو ما با اینکه خودمون در این زمینه متخصصیم توصیه نمیکونیم، رژیم بگیر، ولی نه برای چاقی و فشار و کوفت. ولی رژیم ضدّ جق بیگیر، پیاز و تخم جات و عسل مصرف نکون.
حالا اگه اومدیو دیدی که نه رژیم چاره کار نیست و باز داری جق میزنی، خوب صیغه کن. دارو جق آب یخ هست، ما رانندهها دو لیتری زمزم یا سن ایچ رو پر آب میکونیم ٔاو میذاریم تو فری زیر. اینجوری هم شوما آب یخ داری که جیگرتو حال بیاره، هم شیشه خنک که بذاری رو رادیات اگه داغ میکنه. یعنی یه قولپ آب میزنی بد میذاری که مامله باز یخو آب کونه.
ولی اینا آفتابه خرج لحیم کردنه، صیغه کون.
به امید ربّ
این که از این
اما ما خیلی به موردایی برمی خوریم که متعسف میشیم از اینکه جوونا چرا به اوصول شرعی توجه نمی کونن. مثلا وختی میری دکتر یه آزمایش مینویسه برات میری میدی مثه آزمایش خون و مفتول و اقرار و اینا. حالا شوما که آدم بزرگ هستی و مشکلی نیست. ولی این آزمایش که برای زن جماعت ضعیفه می نویسن خیلی بی ناموسیه. مثلن فکرشو بکن که زنت بخواد مفتولش را بده دست مرد نامهرم یا اقرارش را بده برای نمونه. یعنی میگه این نمونه اونجامه که این خیلی زایه س. شوما باید حواست باشه که تو اینجور مواقه مفتول یا اقرار خودتو به جاش بزاری که حلال و حروم نشه. همیشه هم ذکر بگو و جق هم نباید بزنی اگه یهو مفتول زن نامهرم را دیدی.
به امید رب
ما از دکتر غلامیان رو خیلی توصیه میکنیم که اگه ناخوشی گرفتین یه تک پا برین یه کیسه پر واستون دوا درمون مینیویسه و خیلی مشتیه. امپولم همیشه میده.یعنی سبک تبابتش شبیه خودمونه، و خیلی به فکر مریزاشه. لوطی گریش ۲۰، ما تو خرداد بود یا تیر، دقیق خاطرمون نیس ولی حالا یادمون بیاد میگیم. با شاموحسن باز گفتیم یه حالی بدیم به این سندویجی که قدیم مال قاسم سنده پیچ بود که جریانشو مفصّل خدمتتون گفتیم و عبرتشو گرفتیم بل اتفاق. چشتون روز بد نبینه که این جدیده هم ظاهرا اضاف میزنه تو بندریش، یا شایدم تو اولیویه که هر دوش رو جاتون خالی با شاموحسن زدیم تو رگ. ولی پنداری تو این اندرونگاهمون شد ماشین لباس شوری، یا عین این سیلند پیستون و گلاب به روتون روان نویس شدیم شدید. دیدیم نه نمیشه، این دس وردار نیس، و مام الان حرمت استادی داریم و درست نیس هی دم به ساعت بریم مستراب. بعدم از قدیما گفتن که کوزه گرا از کوزه شیکسته آب میخورن، گفتیم بدیم دست یکی دیگه دکتریمون کونه. دیدیم این طفل معصوم طرح شده که نالوتیا گفتن باید زوری بری تو خاک خلٔ دکتری کونی، گفتیم یه حالی بش بدیم که تنهاس. رفتیم پهلو این دکتر غلامیان، البته یه کم اولش بد قلقی کرد و سوال نامربوط پرسید که ناموسیه، مام گذشتی به حساب جوونی و خرییتش، تذکر که دادیم درست شد. یه جوری عین دنشجووا خودمونه گفتیم این دانشجووا خودمون رفتن تو غربت همدان موشاوره و باربری عقاب. گفتیم ببینیم علمش چه قده، گفتیم بگو ببینم مامله چه قد ابکمر درس میکونه تو عمر مردونگی یه مرد؟ طفلی یه کم خجالت کشید، گفت یه چند لیتری، مام دیدیم این رانندگیم وارده، و لیتر و این جور مساعل مربوط به پمپ بنزینم میدونه. حساب کتاب که کرد گفت میشه اندازه ۵ تا حلب پنیر لیقوان گنده ها. مام بشش گفتیم که جق ضرر داره و نباس زد چون ذخیره مرد محدوده، هی بیخودی حیفو میلش کونی موقعه اصلیش که برنامه هست و توصیه شده بدبخت میشی. این بچه دیدیم داره یاد میگیره و بلتم هست کارشو. یه کار کرد که من و شاموحسن آفرین بش گفتیم. بش گفتم بیا شوما که رانندگی بلتی و یه چیزا هم از علم بدن میدونی بیا هیأت موشاوره. دیدیم گفت نه مریضا زبون بستهها اینجا تنهان و لازمم دارن. پریدیم د به ماچ که الحق که مردی. حاضری از موشاوره بزنی که خدمت کونی. حالا باز تو فکرمون هست حالا که اون طفلی نمیتونه بیاد باربری، گاهی ما بریم بل اتفاق روفقا مطب، هیأت سیار راه بندازیم، شبیه این کارونا هست به این سوواریا میبندن و البته بحثش مفصله و از بحث دور میشیم. این قضیه سیار رو به دکتر غلامیان نگفتیم، گفتیم یهو دلشو شاد کنیم. ولی بحث پزشگی همچنان بر قراره، آب کمر رو حیف و میل کردی و حلل و حروم، بدون گناهه پس ضرر داره و نباید بزنی. تموم میشه در میمونی.
به امید رب
اما یکی از بهترین راههای جق نزدن اینه که اصلا جق نزنی. یعنی حتا بهش فکر هم نکونی که به گوناه میوفتی بدجور. ما تازگیا با یه جوون باحال و کاردرس رفیق شدیم که خیلی بامرامه. این آقا سعید توی کار خشک شویی هستش و تازگی ها هم فنگ شوری هم میکونه. قراره بیاد باربری مارو فنگ شوری کونه و ههمچین ترگا ورگلش کونه و تحویل بده
اینطوری که به ما گفته فنگ شوری همون خشک شویی با مواد جدیده که برای اتاق و حموم و مستراب استفاده میشه و الانم خیلی مود شده. مام گفتیم بیاد برامون بکنه که باربری عقاب همه چی تموم بشه و چارچرخ بقیه را هوا کونه
عل قرض اینکه اینطوری که این آق سعید میگه برای فنگ شوری باهاس همه چی رو تر و تمیز کونی و آتاشقالا را بریزی دور و دیگه بش فکر نکونی. ما دیدیم عجب فکر ملسیه برا کار موشاوره و ما می تونیم ازش استفاده کونیم تو این کار برای مشتریا و مریضا. آقا فکر جقو بکون بیرون و بریز دور همه چی حله. دیگه هم بشش فکر نکون. اگه هم یهو خاک برسری کردی و جق زدی باز فکرشو نکون و بریز دور. اینطوری همه چی حل میشه میره پی کارش
به امید رب
اما ما تازگی فهمیدیم که بهترین راه جلوگیری از جق زدن صیقه کردنه. شوما هروقت فشار زد بالا و خاستی جق بزنی بدو برو صیقه کن. هی صیقه کن. این بهترین راهه حتی از باسن مصنوعی هم بهتره همه جا هم می تونی راحت پیدا کنی. هرجا امومزاده ای چیزی باشه راحت پیدا میشه اگه قسمتت باشه به امید رب
فقط تو زندان و این جور جاها که میری پیدا نمیشه که اونوقت خیلی فشار میزنه بالا و دیگه چاره ای نیس. هرچی هم ریشات را سه تیغه می کونی و هر زکری بلدی می خونی و تنبون گشاد می پوشی و اخم و تخم می کونی هم افاغه نمی کونه. ولی تا میشه نباهاس جق بزنی که خیلی ضرر داره و نباهاس زد.
ما همین الان خبر شدیم که یکی از فارغ التهسیلامون که اسمشو نمیبریم برا حفظ آبروش. تو مستراب کلّه پزی رحیم جق زده، که بدین وسیله حکم موشاورش رو باطل کردیم، و از این به بعد اوشون با اجازه و جواز ما نمیتواند موشاوره بده. بدیهی است که مسعولییت موشاوره گرفتن از غیر متخصص به گردن شخص مریض هست، و در ضمن اون مشاور سابق هم تعقیب غذائی خواهد شد.
تأیید حکم ابطال توسط شورای موشاور باربری عقاب: آقا جهانشاه، شاموحسن خان، شاه جهان (خواهر زادمون)، اق صفدر، رجب دوغی، اق مرتضی، شامراد، ممدحسین، اق پارسا، اق فتاح قمبری، اق نیما رضوانی، شیرعلی، دکتر عباس قوطی، ممد صادق، مجید رضا
شورای مشاوره ما:
سلام داداش ق...ا.،..س...م گّل
احوالاتت. چراغ اینجا به جوونا لوتی و پهلوونی مثل شوما روشنه، ما به شاموحسن که حرف شوما رو زدیم، این مرد انقد حواس جمع با معرفته زودی شوما رو شناخت. شوما باس کارگر نور علی کارواشی سر سه راه شابدولعظیم باشی. آقا دمت گرم، داریمت جوون، حیف که اینجا اسم مریضا محفوظه، واگه نه این روش فشار قویو به اسم قشنگت ثبت میکردیم به عنوان روش قاسم. ولی حالا هم طوری نیس.
شوما البته خودت وارد تری که کرگرا کارواشی گایی که اعصاب معسابشون خورد میشه، آخر وقت که کرکره رو میکشن پائین. برقو میزنن دوباره روشن میشه و عینهو وقتی میخوان برن هموم، میرن تو کارواش. این فرچ قرمز گندهها هم هست که میچرخه، اینا خیلی واسه اعصاب خوبه، یعنی شوما از اون ور ترگل ورگل در میای و برق میزنی، سبک و قبراق میری برا خواب. این خیلی کار میده چون از احتمال جوأیش ۱ به ۱۰۰ گایی هم ۲۰۰ هست. خودتم خوب سبک میشی کلا همه چی تخلیش، و حلّه. این که سفارش شده. حق یارت.
به امید رب
آقا بعد این پست قبلمون برا اختراع جق گیر کلیا نومه دادن فی خواستن. البته ما گفتیم این درمان قطعی نیست و باعث درد سره. تازه این جق گیرا فقط برا بچه ۱۰- ۱۲ ساله خوبه و تو یه سایز تولید میشه، ولی باز اگه خواستین ما بارنومشو میزنیم، اق مرتضی یا اق صفدر زحمتشو میکشن. از بندر یه کانتینر میارن. ولی این چاره قطعی نیست. چون آخرش که چی، همچون که اوضاعت بیریخت شد خوب درش میاری و میزنی بعدم جق گیرو میذاری سر جاش انگار که نه انگار که ضرر داره، و سفارش شده آدم دروغ نگه. البته ما تو باربری نه اینکه تجویز نکونیم، ولی راه درمون هر مریضی یه جوره که جور دیگه نیس. ببین علاج اصلیش اینه که اولندش کاری نکنی که اوضاعت کیش میشی شه، مثلا ما رانندهها جعده که میخوایم بریم همیشه ترجیحمون به جاده آسفالته هست، چون خاکی که میشه و سنگ و سولوخ که میره زیر چرخ، از اون ور میزنه به عصب و کار دسته آدم میده، که هم ضرر داره، هم تو خاک و خلٔ و کسافت بدش کلافه میشه. این که از این. پس همکارا، همیشه از جاده مطمئن شن، اگه هم خاکی به تورشون خورد، حتما با خودتون یه چن کیلو موض چیزی ببرین که بد میتبله. موز نبود یه فلاسک آب قند یادتون نره که باید آدم تقویت کونه. کلا واسه تقوییت کمر دواها که شبیه معاملس رو ما تجویز میکنیم که میشه موز بادمجون خیار، هندونه، ولی خوب باز چاره کار نیس. دوا هائی هم که ما نخسه میدیم گایی بگیر نگیر داره، مثلا ما به بچه مریض کافور جات میدیم، ولی رو خیلیا اثر نمیکنه و باز خاک تو سریشونو میکنن.
راه دیگه اینه که شوما کلا نزنی، یعنی چاره اصلیش همینه. پس نزن و ذکر بگو. گایی خود معامله تخلیه میکونه، که حالا شوما هی بیای نق بزنی که جق زدم خوب چاره کار نیس، حلّه، شوما از بدنت که سر در نمیاری، اصلا مگه شوما که مستراب میری، جق حساب میشه؟ نه، برنامه رفتن همون مستراب رفتنه، حالا شوما وسط بیابون اگه مستراب نبود که در نمیمونی، تخلیه میکونی بارتو و سبک میری. برنامه هم گایی نیس، خوب نباس ادم عزا بگیره که گناهه و کار شیطونه. برنامه نیس، یا پره، یعنی یکی دیگه رفته گرفته، شوما بزن به بیابون که کلا نباید ادم هیچی نیگر داره که ضرر داره، پس نباید زد. این اعصابه که با معامله کار خودشونو میکنن، یعنی فک که بکنی که جق زدی، خوب جق حساب میشه که حرومه، پس ضرر داره. اگر دیدی نه حتما باس جق بزنی، خوب نزن، ولی فکرشم نکن یه جأ خلوت که واسه مستراب کردن گیر میاری، همون کارو بکن که چاره اصلیه، چون اراده نکردی مثل قاعت کردن میمونه.
به امید رب

البت ما خیلی دسشونو می بوسیم که هوای کارو دارن که یهو خاک برسری نکونن ولی ما بعد این همه تجربه که موهامونو توی آسیا سیفید نکردیم توی کار موشاوره بودیم و باربری. عل قسه ما می دونیم که این چیزا ممکنه یکی دو روز جلوی جقو بگیره ولی حالا اومدی و مامله بزرگ شد چیکار می کنی؟ دیگه که توی این دستگا جا نمیشه و میزنه بیرون. اگه هم نتونه از اون ور میزنه به مقز و اعصابو داقون می کونه
برا همین شوما بی خیال شو و فقد ذکر بگو و نخند و هی ذکر بگو و ریشتو هم کوتاه کن و خشتک بزرگ بپوش. ناخون هات را هم بیگیر اونوخت می بینی که دیگه جق نمی زنی به امید رب
به امید رب